غلامرضا معصومى
22
سيراف ( بندر طاهرى ) ( فارسى )
همان شهر قديم و مشهور سيراف است ، كه شهر مركزى ( متروپل ) خليج بوده و در قرن دوازدهم ميلادى متروك شده است . يك مسجد ، يك قبرستان پهناور و بقاياى ساختمانهاى متعدد آن هنوز پابرجايند . در اينجا يك سنگ قبر بدست آمد كه ما آن را به موزهء « لور » انتقال داديم . خط كوفى بسيار زيبا و گل و بوتهها ، نفوذى را كه ايران در تمدن عرب نموده است به ياد مىآورد و ثابت مىكند . پيدايش اين صنعت قديمى در اين شهر دورافتاده و قديمى كنار خليج توجه كسانى را كه مايل باكتشافات تمدن عرب ميباشند جلب مىكند « 1 » . » ( ش 11 و 12 ) صاحب كتاب « البلدان الخلافة الشرقية » در 294 هجرى نوشته است : « ناخدايان و بازرگانان سيرافى دائما در درياها در حركت بودهاند و بطورى به دريا انس و الفت داشتهاند كه بعضى از آنها تمام عمر خويش را در دريا مىگذراندند . » اصطخرى ميگويد : « به من گفتند كه مردى از سيرافيان چنان به دريا انس داشت كه او چهل سال پا از كشتى به زمين نگذاشته است و اگر تغيير يا تعمير كشتى لازم شده در همان دريا عمل ميكرده است « 2 » . » نويسندهء كتاب « جهاننامه كه گويا كتاب او در آغاز قرن هفتم هجرى نوشته شده دربارهء كوه سيراف چنين ياد مىكند : « جبل سيراف - سيراف شهرى از شهرهاى پارس بر كنار دريا به نزديكى اين شهر كوهى است مشرف برين شهر . شنيدم كه در بعضى از درههاى اين كوه سنگها مىيابند گرد و هر طرف او تيز بر مثال كوزه فقاع و چون آن سنگ را بشكنند در داخل او جوهرى مىيابند مانند ياقوت . اما ياقوت نيست و آنچه به ظاهر سنگ نزديك است مثل پوستى است
--> ( 1 ) - كتاب دريانوردى ايرانيان جلد دوم ص 82 . ( 2 ) - اين كتاب بنام « شگفتيهاى جهان باستان » بوسيلهء محمد مولوى عباسى ، ترجمه و بنگاه مطبوعاتى گوتمبرك آن را چاپ كرده است .